صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

58

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

آن است كه افعال بندگان در ظاهر و باطن مساوى باشد . » از ديگرى بازگو كرده‌اند كه مىگفت : « اخلاص آن است كه حقّ سبحانه اراده گردد و با آن راستى و درستى قصد شود . » از رويم نقل شده است : « اخلاص در عمل آن است كه صاحب آن در دو دنيا در پى عوض نباشد و در دو ملك در پى بهره نيايد . » بسيارى از اين گونه سخنان كه در كتابهاى عارفان بزرگ ، حكيمان ، فقيهان و دينداران آمده است ، همگى بر اين امر تأكيد دارند كه عمل بايد خالص و بى شائبه باشد تا در رسيدن به خداوند سرعت يابد ، و هرگاه خلوص آن تيره گردد ، در راهش دچار لغزش مىگردد و گمراه مىگردد و در هدف اشتباه مىكند : وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ « 1 » . علّامه طباطبايى در شرح آيه : إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ « 2 » ، مىگويد : « آنها كسانى هستند كه در بندگى اخلاص ورزيدند ؛ و بنده كسى است كه صاحب اراده و عملى از آن خود نباشد و چيزى جز ارادهء خداوند نمىخواهد و جز براى او كار نمىكند . و خداوند آنها را خالص گردانيد براى خود و احدى با او در كارشان شريك نيست و غير از خداوند چيزى از زيبايى زندگى دنيا و نعمت آخرت متعلّق به آنها نيست و در قلبشان جز خداوند چيزى نيست . پيداست كسى كه چنين صفتى داشته باشد ، لذّت و بهره‌مندى او از نعمت غير از لذّت و بهره‌مندى ديگران است و ارتزاق او غير از ارتزاق ديگران است ؛ هر چند در ضروريات خوردن و آشاميدن با آنها شريك است . » از نظر غزّالى در احياء علوم الدين ، « اخلاص متضاد شرك است و هر كس مخلص نباشد ، مشرك است . » يعنى اخلاص عين توحيد است و بعد از توحيد پلكان ديگرى در ايمان نيست و ناخالصى عمل عين شرك است و بعد از شرك هم منزلگاهى پست‌تر وجود ندارد . غزّالى دوباره مىگويد : « هرگاه انگيزه يكى باشد ، فعل صادر شده اخلاص ناميده مىشود به همراه نيّت ؛ و هر كس صدقه دهد و هدف او تنها ريا باشد او مخلص است و هر كس هدفش

--> ( 1 ) - بيّنه ( 98 ) آيهء 5 : و فرمان نيافته بودند جز اين‌كه خدا را بپرستند ، و در حالى كه به توحيد گراييده‌اند دين خود را براى او خالص گردانند . ( 2 ) - صافات ( 37 ) آيهء 40 : مگر بندگان پاك خدا را .